نشان آنلاين : خداحافظي با محبوب‌ترين كلاه مخملي سينما
شنبه، 5 خرداد 1397 - 10:07 کد خبر:78315
فرهنگ > سينما - ناصر ملك‌مطيعي ستاره سه دهه سينماي ايران، در حالي آخرين نفس را در ريه‌هاي خود حبس كرد كه با وجود 40 سال دوري از پرده سينما همچنان يكي از شناخته‌شده‌ترين و محبوب‌ترين بازيگران سينماست؛ دليل اين مدعا فقط با استناد به فضاي مجازي مجموعه‌اي از پست‌ها و اظهارنظرها و ابراز تاسف‌هاي منتشر شده در بامداد روز شنبه پنجم خردادماه 1397 است.

نشان آنلاين:

 


ملك‌مطيعي با وجود سال‌ها دوري از سينما هم‌چنان جايگاه خود را در ميان مخاطبان داشت

سينماي ايران در سال‌هاي قبل از انقلاب برخلاف آنچه در سال‌هاي بعد از انقلاب پيشه شد، ستاره‌محور بود و يكي از درخشان‌ترين ستاره‌هاي آن سال‌ها ناصر ملك‌مطيعي با شمايل خاص‌اش بود: كت و شلواري مشكي بر تن، كلاه شاپويي بر سر و كفش مشكلي نوك تيز در پا. راه رفتن، نشستن و حركت دست‌ها با قدرت و غرور وقتي در قامت ناصر ملك‌مطيعي جمع مي‌شد، يك شمايل تمام عيار از قهرمان كلاه مخملي سينماي سال‌هاي قبل از انقلاب رقم مي‌زد: در همان سال‌ها كم نبودند بازيگراني كه چنين مي‌پوشيدند و با چنين ظاهري در فيلم‌ها حضور مي‌يافتند، اما شانس و اقبال بود، دلنشيني بود، توان بالا بود يا هر چيز ديگري موجب شد رتبه نخست محبوبيت در اين ظاهر به ملك‌مطيعي اختصاص بيابد؛ بازيگري كه بعد از سال 1357 فقط فرصت آن را يافت در دو فيلم بازي كند و با چشم‌پوشي از اين دو فيلم مي‌توان گفت حيات هنري او 40 سال قبل به پايان رسيد، اما اين 40 سال نه ملك‌مطيعي از يادها رفت، نه محبوبيت او كم شد، نه كسي فراموش كرد يك زمان سالن‌هاي سينما با نقش بستن تصوير ناصرخان بر پرده مملو از تماشاگر مي‌شد، اما ناصرخان سينماي ايران از كجا آمد و سال‌هاي سكوت هنري را چطور سپري كرد؟

واريته بهاري

پايان دهه 1320 بود كه ملك‌مطيعي پا به سينما گذاشت، ايفاي نقش در واريته بهاري به كارگرداني پرويز خطيبي شروع او در دنياي بازيگري بود و در ادامه تجربياتي را هم در زمينه تئاتر پشت سر گذاشت و در نمايش «دست‌هاي آلوده» نوشته ژان پل سارتر با فخري خوروش همبازي شد. ماجراي همبازي شدن اين دو بازيگر در يك نمايش به زماني بازمي‌گشت كه قرار بود جامعه ليسانسه‌ها تئاتري را روي صحنه ببرد و براي بازي در اين نمايش از افرادي كه معلم بودند دعوت به عمل آمده بود. ملك‌مطيعي هم كه معلم ورزش بود به اين ترتيب روي صحنه تئاتر رفت.

يك دهه و بازي در 19 فيلم

در دهه 30 ناصر ملك‌مطيعي كه هنوز در سومين دهه زندگي خود بود، در 19 فيلم سينمايي ايفاي نقش كرد؛ فيلم‌هايي كه سال به سال جايگاه او را در ميان مخاطبان بيشتر به ثبات مي‌رساند و او را به قله بازيگري نزديك مي‌كرد. سومين فيلم سينمايي ملك‌مطيعي با عنوان «ولگرد» را مي‌توان جدي‌ترين نقش‌آفريني او در ابتداي راه محسوب كرد. او كه در آغاز بيشتر در ملودرام‌ها ظاهر مي‌شد و ايفاگر نقش جواني فريب‌خورده از طبقه متوسط بود، در سال 1334 با ساموئل خاچيكيان در فيلم ماندگاري چون «چهار راه حوادث» همكار شد. او در فيلم خاچيكيان كه يكي از آثار متفاوت آن سال‌هاي سينما محسوب مي‌شد مقابل دوربين رفت. او يك سال بعد در فيلم هوشنگ كاووسي به نام «هفده روز به اعدام» هم نقش‌آفريني كرد. كار كردن با كارگرداني كه دانش‌آموخته سينما در غرب بود تجربه‌اي متفاوت را در كارنامه ملك‌مطيعي رقم زد. كاووسي با همه سخت‌گيري‌اش در كارگرداني سراغ ملك‌مطيعي رفت تا در همكاري با بازيگر ستاره و جوان آن سال‌ها او را در موقعيتي متفاوت قرار دهد.

روزهاي اوج بازيگري

با شروع دهه 40 ناصر ملك‌مطيعي وارد پركارترين سال‌هاي زندگي خود شد، كسي چه مي‌داند، شايد در همه اين سال‌ها كه او در حسرت مواجهه با مخاطبان بود، با يادآوري درخشش در دهه 40 مي‌توانست كمي به خود دلداري دهد. او با شمايل كلاه مخملي در اين دهه به خوبي جا افتاد.

او در اين دهه در مجموع در 36 فيلم سينمايي ايفاي نقش كرد و 9 فيلم سينمايي را نيز كارگرداني كرد. سال‌هايي پر از كار و پرمشغله براي جواني كه مجبوبيت بالايي در ميان مخاطبان داشت و هر اثرش با استقبال بسياري از سوي تماشاگران رو به رو مي‌‌شد.

او در سال 40 در چهار فيلم و سال 41 در سه فيلم بازي كرد. «سوداگران مرگ» و «عروس دهكده» دو فيلم محصول سال 1341 هستند كه ملك‌مطيعي خود در هر دوي اين فيلم‌ها علاوه بر كارگرداني بازي هم كرده بود. «مردها و جاده‌ها» نوشته و ساخته ملك‌مطيعي كه اتفاقا در آن ايفاي نقش هم كرده بود يكي از آثار به يادماندني او محسوب مي‌شود، فيلمي كه محصول سال 1342 است.

مسير بازيگري و فيملسازي او تا سال 1345 با سالي دو سه فيلم ادامه يافت تا اينكه در سال 1345 در شش فيلم سينمايي ايفاي نقش كرد. او در سال 45، فيلم «فرار از حقيقت» را براساس فيلمنامه احمد شاملو كارگرداني كرد. نقش اصلي اين فيلم را هم ملك‌مطيعي ايفا كرده بود.

همه اين‌ها اما زمينه‌اي بود براي رسيدن به شاه نقشي كه شايد كسي فكر نمي‌كرد چنين ماندگار شود. مسعود كيميايي جوان در نيمه دوم دهه 1340 با وارد كردن نگاه جديد خود به سينما طرحي نو در انداخت و با واگذار كردن نقش فرمون به ناصر ملك‌مطيعي در اين فيلم نشان داد او درك درستي از توان و بازي اين بازيگر دارد و همچنين ملك‌مطيعي كه ستاره سينما و بازيگر نقش‌هاي اول بود با پذيرش ايفاي نقشي كوتاه در يك فيلم نشان داد قدرت تشخيص بالايي دارد. ملك‌مطيعي نه تنها پذيرفته بود در يك فيلم نقشي غيراصلي بازي كند، بلكه انرژي و شهرت خود را پاي فيلمي مي‌گذاشت كه كارگردان جواني داشت و همه اين‌ها در مجموع «فرمون» به يادماندني سينماي ايران را خلق كرد.

«طوقي» ديگر فيلمي بود كه در سال‌هاي پاياني دهه 40 مقابل دوربين رفت و بار ديگر تركيب درخشان ملك‌مطيعي و بهروز وثوقي را مقابل مخاطبان قرار داد. ملك‌مطيعي در «طوقي» به كارگرداني علي حاتمي در نقش دايي بهروز وثوقي حاضر شد و با وجود آنكه حجم نقش بيشتر از فرمون «قيصر» بود، اما باز هم نقش دوم محسوب مي‌شد و براساس دو دو تا چهار تاي بازيگري شايد ريسكي براي اين بازيگر در مسير جا افتادن در نقش دوم؛ اما نه تنها اين نقش‌ها ملك‌مطيعي را در سايه قرار نداد، بلكه او را بيش از پيش در ميان طيف‌هاي گسترده‌تري از مخاطبان محبوب و محبوب‌تر كرد.

روزهاي روشن خداحافظ

دهه 50 براي ملك‌مطيعي با سال‌هاي پركاري و تجربه‌اي متفاوت همراه بود. ملك‌مطيعي كه ديگر به خوبي جاي خود را در سينما باز كرده بود و در نقش‌هاي خود جا افتاده بود با حضور در «سه قاپ» به كارگرداني زكريا هاشمي توانست به آن تصوير نمايشي كلاه مخملي بعدي ديگر ببخشد. به دليل فضاي رئاليستي فيلم هاشمي اين بار نقش كلاه مخملي ملك‌مطيعي از يك كار نمايشي فاصله گرفته و ارتباط ميان شخصيت‌ها و نوع بازي و باقي جزئيات به زندگي واقعي نزديك مي‌شود و همين ملموس كردن شخصيت كلاه مخملي بود كه «سه قاپ» را به اثري مهم در كارنامه ملك‌مطيعي تبديل كرد. او جايزه سپاس نقش اول مرد را براي بازي در اين فيلم از آن خود كرد.

حضور در سريال «سلطان صاحبقران» و ايفاي نقش اميركبير شايد خستگي سال‌ها كلاه مخملي بر سر كردن را از تن ملك‌مطيعي خارج كرد و براي چندمين بار نشان داد او بازيگري است كه اگر فضاي غالب سينما شمايل كلاه مخملي را به او تحميل نكرده بود، مي‌توانست در ايفاي نقش‌هاي متنوعي موفق عمل كند.

اما همه اين دوران در سال 1357 به پايان رسيد.

سكوت 40 ساله

ملك‌مطيعي در «برزخي‌ها» به كارگرداني ايرج قادري بازي كرد، اما اكران كوتاه مدت فيلم به حاشيه كشيده شد و فيلم نتوانست راهي براي بازگشت ستاره سه دهه سينما به پرده نقره‌اي باز كند. وقتي علي عطشاني هم براي «نقش نگار» سراغ اين بازيگر رفت باز هم دردي از سكوت او دوا نشد.

شب يلداي سال گذشته البته يكي از تلخ‌ترين زمان‌ها براي ملك‌مطيعي بود، او كه قرار بود با دو برنامه روي آنتن تلويزيون برود، با ممانعت از پخش برنامه‌هايش روبه‌رو شد و نتيجه آن‌كه ملك‌مطيعي در گفت‌و‌گو با «تي‌وي پلاس» با جملاتي خود را چنين دلداري داد: «مساله مهم اين است كه هيچ گله و شكايتي ندارم... مردم دنبال من هستند و من را دوست دارند و 70 سال است من را نگه داشته‌اند...»